محمد نعيم
32
شرح مثنوى ( فارسى )
[ 1713 ] غيرت آن باشد كه او غير همهست * آنكه افزون « 1 » از بيان و دمدمهست يعنى : از جمله غيرت حق است كه از « 2 » جميع ممكنات بيرون است كه از جنس ممكنات بىشبه و بىنمونه « 3 » است . چرا كه از جملهء كمال غيرت معشوق است كه با عاشق نياميزد ، بلكه از ما سواى خود بگريزد . « 4 » شنيدن آن طوطى حركات طوطيان [ 1733 ] آن دمى كز وى مسيحا دم نزد * حق ز غيرت نيز بىما هم نزد [ 1734 ] « ما » چه باشد در لغت ؟ اثبات و نفى * من نه اثباتم ، منم بىذات [ و ] نفى يعنى : جبرئيل و مسيحا كه مقرّبترين انبياى پيشين و محرمترين ملائكهء مقرّبيناند ، بىاثبات وجود حقيقى و بىنفى وجود مجازى خويش ، حق - سبحانه تعالى - « 5 » با آنها / A 31 / دم اظهار اسرار نزد و اسرار را ظاهر نكرد و من اصلا تحقّق « 6 » وجود ندارم كه منفىّ الوجودم بىثبوت آن وجود . پس نشايد « 7 » كه من آن دم را محرم باشم . و اين صورت ، مستلزم شطح « 8 » و ترّهات نيست . چرا كه حق - سبحانه تعالى - « 9 » صور اسرار از پردهء استار خويش بر هيچ فردى از افراد عباد و بر هيچ احدى از اشخاص اولوالعزم و اهل رشاد بالكلّ و كما هى نگشاد و كليد اختصاص فتح آن اسرار در دست تصرّف و اقتدار هيچكس ننهاد ؛ و عام در خمار آن شراب است كه خاص را آن شراب ناياب است . در سر چوپانى اسرارى نهادند « 10 » كه حضرت موسى را از آن آگاهى ندادند « 11 » و بدان سبب در محلّ خطاب و در معرض عتاب افتادند :
--> ( 1 ) . ش : بيرون . ( 2 ) . س : - از . ( 3 ) . ش : بىنمون . ( 4 ) . س : + ايضا . ( 5 ) . ش : سبحانه و تعالى . ( 6 ) . س : تحقيق . ( 7 ) . ش : شايد . ( 8 ) . س : شطيح . ( 9 ) . ش : سبحانه و تعالى . ( 10 ) . ش : نهادهاند . ( 11 ) . ش : ندادهاند .